راهنمای کاربردی برای ملتهایی که نمیخواهند خوشحال باشند!
گفتند جمهوری اسلامی میخواهد انقلابش را صادر کند.
اما اجازه بدهید یک لحظه فکر کنیم: این انقلاب قرار است چه چیزی به ملتهای دیگر بدهد؟
- فرهنگ مرگ؟ یعنی بیایید به جای خوشگذرانی و ورزش، شجاعانه جلوی تانکها برویم و فریاد بزنیم: «شهادت- حیدرحیدر»
- گشت ارشاد جهانی؟ قرار است زنان و دختران همه دنیا را کتک بزند؟ مطمئنم هیچ ملت باهوشی از این استقبال نمیکند.
- روسریهای اجباری بینالمللی؟ تصور کنید مردم فرانسه، ایتالیا یا کرواسی صبحها به جای قهوه ، مجبور شوند روسری سر کنند و بابت کوچکترین چین و چروک و دیده شدن تار مو هم کتک بخورند!
اگر بخواهیم جدی باشیم، دستاورد واقعی جمهوری اسلامی چیست؟
- آموزش مدرن؟ تقریباً صفر.
- آزادی بیان؟ فقط برای ستایشکنندگان حکومت.
- رفاه و پیشرفت؟ اگر کمی خوشبین باشیم، شاید بتوان گفت یک نمونه کامل از اقتصاد رانتی تورم، بیکاری و بدبختی برای الگوبرداری!
به عبارت ساده: جمهوری اسلامی چیزی برای صادر کردن ندارد.
اگر واقعاً میخواست دستاورد صادر کند، شاید بهتر بود یک دستورالعمل طنزآمیز برای «چگونه همسایهها و ملت خود را ناراحت کنیم» چاپ کند، چون در آن استاد تمام است.
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۲۳ساعت ۹:۴۵ ب.ظ  توسط مسعود
|
استدلالهای خداناباوران در فلسفه
خداناباوری تنها یک موضع احساسی یا صرفاً مخالفت با دین نیست. در فلسفه، خداناباوران مجموعهای از استدلالها مطرح کردهاند تا نشان دهند باور به خدا یا توجیه کافی ندارد، یا دستکم دلایل قانعکنندهای برای آن ارائه نشده است.
در ادامه به چند استدلال مهم که در این زمینه مطرح میشوند اشاره میکنیم.
فهرست مطالب
- مسئله شر
- پنهان بودن خدا
- اصل سادگی در توضیح جهان
- تنوع ادیان
- جمعبندی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۱۹ساعت ۳:۲۴ ب.ظ  توسط مسعود
|
آزادی و آگاهی تحمیلی نیست؛ باید آن را بسازیم و تمرین کنیم.
Iran# ایران
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۱۷ساعت ۳:۵۱ ب.ظ  توسط مسعود
|
آیا با عوض کردن اسم یک جنایت، آن جنایت اخلاقی میشود؟
یکی از عجیبترین پدیدهها در برخی سنتهای دینی این است که رفتارهایی که در اخلاق انسانی بهوضوح ناپسند و حتی جنایت محسوب میشوند، با تغییر نام به اعمالی مقدس یا قابل قبول تبدیل میشوند.
چند نمونه روشن:
- کشتن انسانها جنایت است.
اما وقتی همان کشتن با نام «جهاد» معرفی میشود، ناگهان تبدیل به عبادت و راهی برای رفتن به بهشت میشود. - دروغ گفتن غیراخلاقی است.
اما وقتی نام آن «تقیه» گذاشته میشود، دروغ تبدیل به یک تاکتیک دینی قابل قبول میشود. - دزدیدن اموال دیگران جرم است.
اما در جنگهای دینی همان دزدی با نام «غنیمت» حلال اعلام میشود. - تجاوز به زنان جنایت است.
اما در برخی جنگهای تاریخی، زنان طرف شکستخورده «کنیز» نامیده میشدند و این کار توجیه دینی پیدا میکرد.
مسئله واقعی چیست؟
مسئله این نیست که چه نامی روی یک عمل گذاشته میشود.
مسئله این است که آیا اخلاق تابع قدرت و مذهب است، یا اصولی انسانی و جهانی دارد؟
اگر کشتن، دروغ، غارت و تجاوز در شرایط عادی غیراخلاقی هستند، چگونه با تغییر واژهها ناگهان «مقدس» میشوند؟
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تقدیس نامها، خود اعمال را با معیارهای انسانی و اخلاقی قضاوت کنیم.
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۱۶ساعت ۵:۵۵ ب.ظ  توسط مسعود
|
روزی روزگاری، خدایان سکوت کرده بودند و انسانها تصمیم گرفتند داستانهای خود را برایشان بسازند. هر قصه، هر افسانه و هر اعتقاد، ابزاری شد در دست کسانی که به قدرت طمع داشتند.
با هر وعدهٔ شیرین، میلیونها جان قربانی جاهطلبیهای پنهان شد؛ امیدها و رویاها در سایهٔ وعدههای جذاب اما دروغین از بین رفتند.
زمان گذشت و افسانهها واقعیتر از حقیقت شدند؛ بشر دیگر راه و انتخاب واقعی خود را نمییافت و در چرخهای از اعتقاد و فریب گرفتار شد.
تاریخ پر است از کسانی که با اعتقاد دیگران بازی کردند، و در همان سایه، قدرت گرفتند. اما هیچکس هنوز نفهمیده بود که این قدرت، نه خدایی است و نه ابدی؛ تنها ابزارِ زنجیر انسانهایی است که خرد خود را با ترس و فریب معاوضه کردهاند.
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۱۴ساعت ۱۱:۲۱ ب.ظ  توسط مسعود
|
وقتی نخستین احمق با نخستین حیلهگر دیدار کرد، دین اختراع شد. ایمان، وقتی با ترس و اطاعت کور ترکیب شود، انسان را به اسارت میبرد.
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۱۴ساعت ۱۱:۷ ب.ظ  توسط مسعود
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم — اما شیطان کیست؟
وقتی شر نام مقدس میگیرد
فریب در لباس حقیقت نمایان می شود
آیا ممکن است فریب را پرستش کنیم؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۴۰۴/۱۲/۰۳ساعت ۱:۱۲ ب.ظ  توسط مسعود
|