عقل یا ایمان

غرانیق؛ روایتِ ممنوعه‌ای که حذف نشد

در لابه‌لای صفحات تاریخ طبری، روایتی وجود دارد که قرن‌هاست بسیاری ترجیح می‌دهند نادیده‌اش بگیرند: «غرانیق».

نقل شده که محمد هنگام تلاوت، جمله‌ای بر زبان آورد:

«تِلْکَ الغَرانیقُ العُلى، وَإِنَّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرتَجى»

جمله‌ای که نه بوی توحید می‌دهد، نه شبیه آن چیزی است که بعدها «وحی خالص» نام گرفت.

و بعد—طبق همین روایت—گفته شد این کلمات از شیطان بوده‌اند و حذف شدند.

مسئله فقط یک جمله نیست.

مسئله این است:

اگر چنین چیزی ممکن بوده، مرز اطمینان کجاست؟

مرز بین «ایمان وحی الهام » و «روان‌پریشی» کجاست؟

ایا اصلا مرزی دارند؟

آیا آنچه مقدس می‌دانیم، همیشه مطلق و بدون خطاست

حقیقت همیشه شفاف و مطلق نیست

• ایمان می‌تونه با تردید همراه باشه

• انسان موجودی چندپاره‌ست، نه یک‌دست

و اگر ممکن نبوده، این روایت چگونه به دل معتبرترین منابع تاریخی راه پیدا کرده است؟

پاسخ رسمی روشن است: این روایت «ضعیف» است، «مردود» است، «قابل‌قبول نیست».

اما تاریخ با برچسب‌ها پاک نمی‌شود.

غرانیق، یک داستان نیست.

یک ترک است روی دیوار یقین—

که هرکس آن را ببیند، دیگر نمی‌تواند مثل قبل نگاه کند.

+ نوشته شده در  ۱۴۰۵/۰۱/۰۵ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ  توسط مسعود  | 

 

Send IM